این دلبستگی شگفتانگیز، مرزهای جغرافیایی، قومی، فرهنگی و حتی اعتقادی را درنوردیده و دلهای بسیاری را در سراسر جهان به هم پیوند داده است.در میان عاشقان حسین(ع)، افرادی را میتوان دید که شاید از نظر ظاهر یا برخی رفتارها، با هنجارهای رایج اجتماعی فاصله داشته باشند؛ اما هنگامی که ماه محرم فرا میرسد، آنان نیز همچون دیگران زیر پرچم سرخ عشق حسینی گرد میآیند، اشک میریزند، سینه میزنند و ارادت خود را به سالار شهیدان ابراز میکنند. این پدیده، بیش از هر چیز، بیانگر عظمت روح و گستره وجودی امام حسین(ع) است.
حسین(ع) را میتوان به اقیانوسی ژرف و بیکران تشبیه کرد؛ اقیانوسی که هرکس با هر میزان معرفت و در هر مرتبهای از زندگی، میتواند در آن مأوا گیرد، از زلال حقیقتش بنوشد و آرامش و امنیت معنوی بیابد. او چنان وسعت روحی دارد که همه را در آغوش محبت خود جای میدهد و همین ویژگی است که دلهای گوناگون را پیرامون او گرد آورده است.
امام حسین(ع) تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ او رهبر یک جریان جاودانه و الهامبخش است. پیام قیام او علیه ظلم، ستم، جهل و جاهلیت، پس از گذشت بیش از چهارده قرن همچنان زنده، پویا و تأثیرگذار باقی مانده است. این پیام نسل به نسل منتقل شده و همچنان چراغ راه آزادگان و عدالتخواهان جهان است.شگفتتر آنکه عظمت حسین(ع) و پیام عاشورا محدود به شیعیان یا حتی مسلمانان نیست. بسیاری از آزاداندیشان و حقطلبان جهان، فارغ از دین و مذهب، در برابر عظمت شخصیت و آرمانهای او سر تعظیم فرود میآورند و از مکتب او الهام میگیرند.اوج این عشق و ارادت را میتوان در روزهای محرم، بهویژه تاسوعا و عاشورا مشاهده کرد؛ روزهایی که میلیونها دل در سراسر جهان به نام حسین(ع) میتپد و نام او همچنان چون خورشیدی فروزان، مسیر حقیقت، آزادگی و کرامت انسانی را روشن میسازد.
و اما، درسی برای رهبران و حکمرانان:
محبوبیت و ماندگاری امام حسین(ع) تنها در حماسه عاشورا خلاصه نمیشود؛ راز جاودانگی او در نوع رهبری و نسبت او با انسانها نهفته است. او دلها را فتح کرد، پیش از آنکه بخواهد بر سرنوشتها اثر بگذارد. نفوذ او از جنس قدرت، ثروت، اجبار و ابزارهای حکمرانی نبود، بلکه از جنس اعتماد، صداقت، عدالتخواهی، کرامت انسانی و همدلی با مردم بود. برای رهبران و مدیران کلان جامعه، عاشورا یک مدرسه بزرگ حکمرانی است. تجربه تاریخ نشان داده است که حکومتها با ابزار قدرت میتوانند بر جسمها حکومت کنند، اما تنها با عدالت، صداقت و احترام به کرامت انسانها میتوانند بر دلها حکومت نمایند. آنچه نام حسین(ع) را پس از قرنها زنده نگه داشته، نه قدرت ظاهری، بلکه سرمایه عظیماجتماعی و اخلاقی اوست؛ سرمایهای که از همسویی گفتار و کردار، ایستادگی بر اصول و ترجیح منافع عمومی بر منافع شخصی شکل گرفت. حکمرانی موفق در دنیای امروز نیز بیش از هر زمان دیگری نیازمند همین سرمایه است. جامعهای که احساس عدالت، مشارکت، شنیده شدن و احترام را تجربه کند، در سختترین شرایط نیز در کنار رهبران خود خواهد ایستاد.
اما هر گاه میان مردم و حاکمان فاصلهای از جنس بیاعتمادی، تبعیض و نابرابری ایجاد شود، بزرگترین سرمایه یک نظام سیاسی آسیب خواهد دید. عاشورا به رهبران میآموزد که مشروعیت پایدار از دل مردم برمیخیزد، نه از ابزارهای قدرت؛ و نفوذ ماندگار از خدمت صادقانه حاصل میشود، نه از جایگاههای رسمی. رهبرانی که میخواهند نام و اثرشان در حافظه تاریخی ملتها باقی بماند، باید همچون حسین(ع) افق نگاه خود را فراتر از منافع کوتاهمدت ببینند، به کرامت انسانها احترام بگذارند، صدای مردم را بشنوند و عدالت را محور تصمیمگیریهای خود قرار دهند. امام حسین(ع) به ما میآموزد که بزرگترین پیروزی یک رهبر، تسخیر سرزمینها نیست؛ تسخیر دلهاست. دلهایی که اگر به دست آمدند، در سختترین روزها نیز وفادار خواهند ماند و آیندهای روشن برای جامعه رقم خواهند زد.
حسین(ع) به صاحبان قدرت میآموزد که ماندگاری در تاریخ، محصول قدرت نیست؛ محصول حقانیت است. هر اندازه که رهبران بتوانند میان قدرت و اخلاق، اقتدار و عدالت و تصمیمگیری و کرامت انسانی پیوند برقرار کنند، به همان اندازه سرمایه اجتماعی و پایداری حکمرانی آنان افزایش خواهد یافت. عاشورا یادآور این حقیقت بزرگ است که بزرگترین دارایی یک نظام سیاسی نه منابع مادی، بلکه دلهای مردمی است که به آن اعتماد دارند. «حسین(ع) به حکمرانان آموخت که فتح دلها ماندگارتر از فتح سرزمینهاست.»«قدرت، حکومت میآفریند؛ اما عدالت، ماندگاری.»